تبليغاتX
استاد محمد رضا شجریان ( سرّ عشق )
مديريت

صفحه نخست
مشاهده آرشيو
ايميل به مدير وبلاگ...؛

دانلودها

دانلود11عددپوستر
دانلود قلم فارسی (42فونت)
دانلودScreen Saver(تصاویراستاد)

مطالب بر اساس موضوع

پوستر استاد محمد رضا شجریان
آثار استاد محمد رضا شجریان
آثار همایون شجریان
گوناگون
عطار نیشابوری
درباره سعدی
درباره مولانا
دکتر حسین الهی قمشه ای
حضرت حافظ
هنر خوشنویسی
مذهبي
اخبار موسیقی و استاد شجریان
معرفی کتاب و کتابخوانی
اباعبدالله الحسین (ع)

شخصيت ها(زندگينامه)

زندگينامه همايون شجريان
زنـدگـينـامه استـاد شـجـريان
دکتر حسین الهی قمشه ای
شيخ الرئيس ابوعلي سينا
فخرالدين عراقي همداني
امير المؤمنين علي(ع)
خواجه حافظ شيرازي‌
حکيم نظامي گنجوي
ابوالقاسم فردوسي
سعدي شيرازي
عطار نيشابوري
فريدون مشيري
حسين عليزاده
جلال تاج اصفهاني
استاد جليل شهناز
حكيم خيام نيشابوري
باباطاهر عريان‌
مولانا

وبلاگ هاي موسيقي

سايت جامع موسيقي هاي ايراني
هم آواز
ني نامه
ماهوريان
نشان عشق
وبلاگ آواي دف (كاميار)
نواهاي ايراني (نقدموسيقي )
فريد آفلاين(دانلود موسيقي)
سـاز ايراني موسيـقـي ايراني
وبلاگ خبري موسيقي سنتي
خاطـرات استاد شجريان
استاد شهرام ناظري
شــكــسـتـه ســاز
اسـتاد شجريان
آتــش کاروان
دود عود
تار و سه تار
حکـايــت دل
كيــــهان كلـــــــهر
خــورشـــيد شبــــسـتان
مو سيـــــقي سنتـي ايـران
هـمـنـوا بـا ســـوز نــي
هـــمايـون شجــريان
راســت پـنـجـــگاه
عشـق شجريان
بــرگ ســـبـز
بوســلـيـک
شـــجـــر
تيتراژ برنامه هاي T.V
خانه هنر نکا

درباره سرعشق

سرّعشق وبلاگ استاد شجريان
استفاده از منابع وبلاگ تنها با ذكرنام منبع بلامانع است
All CopyRight Reserved by Jhn.info@Gmail.com©2005-2007


 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
نقش خيال از دلشده پايبند
Javad Habibi Naser->JHN

مقاله ای با عنوان :   از حافظ حافظان تا امام عارفان  ادامه مطلب را بزنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 22:4  توسط جواد حبیبی | 

همه چيز درباره  حافظ  كليك كنيد....

نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد   عالم پير دگر باره جوان خواهدشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 20:44  توسط جواد حبیبی | 

حافظ؛ قرآن و چارده روايت

 در فرهنگ بشري هيچ خط از خطوط وابسته به زبانهاي معروف نيست كه نشان دهنده ي تلفظ كامل فصحاي آن زبان باشد. پديد آمدن لهجه ها و گويش ها در درون هر زبان هر امري طبيعي و ناگزير است. از سوي ديگر، خطها در جنب كاستي ها، كژي هايي هم دارند، يعني امكان تصحيف نويسي. در خط عربي – فارسي چندين حرف يا گروه حرف هست كه تفاوتشان با يكديگر فقط در نقطه است و در قديم تا قرنها اين نقطه ها را كتابت در نمي آوردند. بعدها هم كه رعايت آنها شايع شد، همچنان امكان تصحيف نويسي و تصحيف خواني وجود داشت، و همچنان وجود دارد. به اين دلايل و دلايلي كه بعداً گفته خواهد شد، اختلاف قرائات در هر متني، به ويژه متون كهن پيش مي آيد.

در همين ديوان حافظ اختلاف قرائات فراواني رخ داده است. حتي اگر نسخه ي اصلي از ديوان حافظ به خط خود او در دست بود، باز هم اين اختلافات پيش مي آمد. مگر آنكه هرگز از روي آن استنساخي نكرده باشند و نكنند و فقط همان متن واحد را، آن هم به طريق چاپ عكسي كاملاً روشن و خوانا به طبع برسانند. در اين صورت هم فقط يكي از علل اختلاف آفرين، يعني دخالت نسخه نويسان حذف مي شد، ولي بقيه ي علل به قوت خود باقي بود و پديد آمدن اختلاف قرائت و طرز خواندن و وصل و فصل اجزاي جمله و نظاير آن ناگزير بود. بعضي از معروفترين اختلاف قرائات شعر حافظ – كه فرآورده ي طبيعت و تفاوت زبان و خط و تصحيحات و تجديد نظرهاي خود او و تصحيفات نسخه نويسان و علل و عوامل ديگر، از جمله دخالت دقت يا بي دقتي و ذوق يا بي ذوق مصححان و طابعان – است از اين قرار است:

ورخود / ارخود / گر خود + مي دهد هر كسش افسوني / مي دمد… + طفلِ يكشبه / طفل، يكشبه؛ سپهرِ بر شده پرويز نيست / سپهر، بر شده پرويز نيست + كشتي شكستگان / كشتي نشستگان + عَبوس زهد / عُبوس زهد (قرائت شاذّ) + به وجه خمار بنشيند / خمار ننشيند + زين بخت / زين بحث + مهيّا / مهنّا + آن تحمل كه تو ديدي / آن تجمل كه تو ديدي + بخور، دريغ مخور/ مخور دريغ و بخور + از سر فكر / از سر مكر + شيخ خام / شيخ جام + بخروشم از وي / نخروشم از وي + بادپيما / باده پيما + پيرانه سر مكن هنري / پيرانه سر بكن هنري + به هوس ننشيني / به هوس بنشيني + به آبي فلكت دست بگيرد / بي ادبيست + بدين قصه اش / بدين وُصله اش + صلاحِ كار / صلاحكار (قرائت شاذ)؛ در باب / دُرياب + گل نسرين / گل و نسرين + شكر ايزد / شكر آنرا + همه ساله / همه ي سال و دهها نظير اينها.

در قرآن مجيد نيز همين مسأله، حتي به طر عميقتر و سيعتر، پيش آمده است. همه ي قرآن شناسان و مورخان قرآن اتفاق نظر دارند كه قرآن در عهد رسول اكرم(ص) و با نظارت همه جانبه ي ايشان نوشته و در چندين نسخه جمع شده بود، ولي مدوّن بين الدّفـَتين، مانند يك كتاب عادي نبود. حتي اتفاق نظر – ولي در درجه ي كمتري – هست كه ترتيب توالي سوره ها را نيز از آغاز تا پايان، يا در مورد اكثر سوره هاي قرآن، خود حضرت رسول (ص) تعيين كرده بود. علت آنكه در حيات پيامبر(ص) قرآن به تدوين نهايي نرسيد اين بود كه تا آخرين سال، باب وحي گشوده بود، و علاوه بر آن گاه گاه از طريق وحي به پيامبر(ص) گفته مي شد كه جاي آياتي را جابجا كند. لذا امكان نداشت و پيامبر(ص) مأذون نبودن كه قرآن را به شكل نهائي مدون كنند. به ويژه كه شمار حافظان قرآن و اعتماد بر حفظ آنان بسيار بود. در عهد ابوبكر، علي المشهور بر اثر تكاني كه بر اثر شهيد شدن عده ي كثيري از قرّاء و حافظان قرآن در جنگ با مرتدان و مدعيان نبوت پيش آمد، به اهميت تدوين قرآن پي بردند و زيد بن ثابت يكي از جدي ترين و قديمي ترين كاتبان وحي را مأمور تهيه ي مقدمات اين امر حياتي كردند. او بر مبناي همه ي نوشته هاي كاتبان وحي و گرفتن دو شاهد از حافظان قرآن بر هر آيه ي مكتوب، اين امر سترگ را آغاز كرد كه در عهد خلافت عمر هم، به ويژه با پيگيري او و نيز ترتيب دادن هيأتي از كاتبان و حافظان وحي براي مشورت با زيد، جمع و كتابت و تدوين قرآن ادامه يافت.

علل عمده ي اختلاف قرائات چند امر بود از جمله: 1) اختلاف لهجات. چنان كه مثلاً تميمي ها به جاي «حتّي حين»، «عتّي عين» مي گفتند؛ 2) نبودن اِعراب در خط عربي و مصاحف امام؛ تا عهد علي بن ابي طالب(ع) كه به رهنمود ايشان و به پيگيري ابوالاسود دؤلي اقدامات اوليه اي صورت گرفت ولي كمال و تكميل ان دو سه قرن به طول انجاميد؛ 3) نبودن اعجام يا نقطه و نشان حروف. براي رفع اين نقيصه در اواخر قرن اول، در عهد حجاج بن يوسف، كوششهائي به ميان آمد ولي كمال و تكميل آن نيز تا آخر قرن سوم طول كشيد؛ 4) اجتهادات فردي صحابه و قاريان و به طور كلي قرآن شناسان كه هر يك استنباط نحوي و معنايي و تفسيري خاصي از يك آيه و كلمات آن داشتند؛ 5) دور شدن يا دور بودن از عهد اول اسلام و مهد اول اسلام – مكه و مدينه؛ 6) نبودن علائم سجاوندي و وقف و ابتدا و هر گونه فصل و وصلي كه بعدها علم قرائت و تجويد عهده دار تدارك آن شد. نمونه ي معروفي كه از اين كمبود زاده شده و اختلاف نظر كلامي دامنه دار و دراز آهنگي در ميان فريقين پديد آورده، وقف ياعدم وقف در كلمه ي «الله» و «العلم» در آيه ي هفتم سوره ي ال عمران است: ... و ما يعلم تأويله الاّ الله [ ] و الراسخون في العلم [ ] يقولون آمنّا به كلٌّ من عند ربنا؛ كه طبق علامات وقفي كه در تمامي يا اكثريت قرآنهاي خطي و چاپي آمده، پس از «الله» و «وقف لازم» تجويز شده است. ولي بعضي، و بلكه بسياري از مفسران شيعه اين وقف را نه در آنجا، بلكه پس از كلمه ي «العلم» لازم مي دانند. اين تفاوت در وقف، يا به تعبير امروز در نقطه گذاري، باعث تفاوت معنايي عميقي مي شود. چه در صورت اول و وقف پس از «الله»، معناي آيه اين مي شود كه تأويل آيات متشابهه را فقط خداوند مي داند؛ و راسخان در علم سر تسليم و ايمان و اذعان فرود مي آوردند. و در صورت دوم «الراسخون في العلم» عطف به «الله» مي شود، و چنين معنا مي دهد كه آنان نيز تأويل آيات متشابهه را مي دانند.

اختلاف قرائات در سراسر قرآن مجيد، طبق كتاب التيسير في القراءات السبع، تأليف ابوعمر و عثمان بن سعيد داني ( 372-444ق)، كه از معتبرترين و كهن ترين منابع ثبت قرائات هفتگانه و روايان چهارده گانه است، در حدود 1100 مورد، از مهم و غيرمهم است و بيشتر از دو سوم از آنها به ادغام يا اظهار يا حاضر / غايب خواند  صيغه ي مضارع ( به اختلاف «يـ» و «تـ» بر سر فعل مضارع) مربوط مي شود

حال بايد ديد مراد از چارده روايت چيست؟ از قرّاء سبعه عده ي كثيري نقل كرده اند، ولي قران شناسان و قرائت شناسان بعدي، روايت دو تن از راويان هر قاري را كه از نظر ضبط و صحت سند و طول ملازمت و آموزش نزد قاريان يا مقريان هفتگانه، دقيقتر و پذيرفتني تر بوده است، به اصطلاح استاندارد كرده اند، لذا چهارده روايت پديد آمده است. در اينجا اسامي قاريان هفتگانه و راويان چهارده گانه ي آنها را – كه صاحبان چهارده روايت اند نقل مي كنيم:

1) عبدالله بن عامر دمشقي (متوفاي 118 ق). راوي اول او: هشام بن عمار (153-245ق)؛ راوي دوم او: ابن ذَكْوان، عبدالله بن احمد (173-242ق).

2) عبدالله بن كثير مكي (45-120ق). راوي اول: البَزّي، احمد بن محمد (170-ح 243ق)؛ راوي دوم: ابوعمر محمد بن عبدالرحمن ملقب به قُنْبُل  (195-291ق).

3) عاصم بن ابي النَّجود (76-128ق). راوي اول: حفص بن سليمان (90- ح 180ق)؛ راوي دوم: شعبة بن عيّاش (95-194ق).

4) زَبّان بن علاء = ابوعمر و بصري (ح 68-154ق). راوي اول: حفص بن عمر الدوري (متوفاي 246ق)؛ راوي دوم: ابوشعيب سوسي، صالح بن زياد( 190-261ق).

5) حمزة بن حبيب كوفي (80-156ق). راوي اول: خَلاّد بن خالد كوفي = ابوعيسي شيباني (142-220ق)؛ راوي دوم: خَلَف بن هِشام (150-229ق).

6) نافع بن عبدالرحمن مدني (70-169ق). راوي اول: وَرْش، عثمان بن سعيد مصري 0110-197ق)؛ راوي دوم: قالون، عيسي بن مينا 0120- ح 220ق).

7) كسائي، علي بن حمزة (119-189ق). راوي اول: ليث بن خالد (متوفاي 240ق)؛ راوي دوم: حفص بن عمر الدوري (كه راوي ابوعمر و بصري، زبّان بن علاء هم بوده است). (براي تفصيل بيشتر التيسير داني، استانبول 1930، صص 4-7؛ النشر ابن جزري، قاهر، ج 1، صص 99-174؛ ترجمه ي الاتقان تهران، اميركبير، 1363، ج 1، ص 246).

بايد گفت كه پس از احراز اعتبار و اشتهار اين روايات چهارده گانه، بعضي قرائت شناسان قرون بعد، سه قاري بزرگ ديگر را نيز پذيرفته اند، وديگر به روايات و قرائات ديگران اعتنا و اعتماد نكرده اند. سپس در قرون بعدتر، سه روايت و قرائت از اين ميان بر ساير قرائات تفوق يافته است كه عبارتند از روايت الدوري از ابوعمر و بصري؛ روايت ورش از نافع؛ و روايت حفص از عاصم. بعدها روايت عاصم بر روايت الدوري فايق شد و جز در مغرب، روايت ورش را هم تحت الشعاع قرار داد. و هنگامي كه عصر طبع قرآن فرا رسيد، عمدتاً روايت حفص از عاصم را مبنا قرار دادند و امرزه اكثريت قريب به اتفاق قرآنهاي سراسر جهان اسلام به اين روايت و قرائت است.

اينكه حافظ قرآن را به چارده روايت از برداشته به اين معني است كه در هر سوره، كلمات و تعابير هر آيه اي را كه داراي اختلاف قرائت بوده، بر طبق روايات چهارده گانه ي استاندارد كه بر شمرديم، باز مي شناخت؛ و في المثل مي دانسته است كه حفص – راوي عاصم، و به روايت از او – در آيه ي سيزدهم از سوره ي احزاب، «لا مُقام لكم» را به ضم ميم مقام خوانده است بقيه، يعني 13 راوي و 6 قاري ديگر، به فتح ميم خوانده اند. طبعاً در همه ي قرآنهاي چاپي موجود هم، كه روايت حفص از عاصم را مبنا قرار داده اند، طبق روايت او ضبط شده است.

به عبارت ديگر مي توان گفت كه حافظ حدود 1100 مورد اختلافات قرائت قرآني را (طبق ثبت كتاب التيسير كه از دير باز معتبر و مطرح بوده) از برداشته و نسبت به آنها چنان احاطه و استحضار ذهني داشته كه در هر مورد وجوه مختلف آن را با استناد به بعضي از راويان چهارده گانه – يعني به بعضي از چارده روايت – بيان مي كرده است. بديهي است كه درهر مورد از اختلاف قرائات، چهارده قول يا قرائت يا روايت نداريم، بلكه يكي يا گروهي از راويان، آن قرائت را روايت كرده اند و باقي قرائت ديگر را. و بندرت اتفاق افتاده است كه گروه قاريان و راويان در يك مورد، سه يا چهار نظر مختلف و متفاوت از هم داشته باشند.

حال نظري به معناي اين بيت حافظ:

 

عشقت رسد به فرياد ارخود به سان حافظ 

قرآن زبر بخواني در چارده روايت

 

بيندازيم. اتفاقاً اين بيت نمونه اي بارز از ابيات حافظ است كه خود چند فقره و در چند مورد اختلاف آراء و اختلاف قرائت برانگيخته است. چارده روايت آسانترين مشكل اين بيت بود كه به تفصيل شرح شد. اولين لغزشگاه معنايي اين بيت در عبارت «عشقت رسد به فرياد است، كه بعضي – حتي از افاضل – چنين تصور مي كنند كه مراد از آن رسيدن عشق به مرحله ي فرياد است، يعني نوعي اوج گرفتن و به فرياد پيوستن عشق. منشأ اين اشتباه خواني و اشتباه انديشي آنست كه عادتاً عشق با آه و ناله و فرياد قرين است. ولي رسيدن عشق به اوجي به نام فرياد، چيز مهمي يا كمالي براي عشق نيست. آشنايان ره عشق اعم از عرفا و عشق ورزان ديگر نگفته اند كه بالاترين مرحله و معراج عشق، داد و فرياد» است. اتفاقاً فرياد و قيل و قال متعلق به مرحله ي فرودين و نازل عشق است، نه مرحله ي متعالي آن. به فرياد رسيدن يك تعبير عادي و مأنوس در زبان فارسي قديم و جديد است. حافظ خود مي گويد:

- به فريادم رس اي پير خرابات ...

- رحم كن بر من مسكين و به فريادم رس...

فريادرس هم از همين به فرياد رسيدن ساخته شده است. مراد حافظ از «عشقت رسد به فرياد» اين است كه عشق به فرياد تو مي رسد، به داد تو مي رسد، از تو دستگيري مي كند. يك منشأ ديگر اشتباه در اين قرائت غلط، جهش يا رقص يا جا به جا شدن ضمير است. در شعر فارسي از همان آغاز تا كنون اين امرسابقه دارد كه گاه محل ضمير در جمله جا به جا مي شود كه در شعر سعدي و حافظ نمونه فراوان دارد. سعدي گويد:

 

وگر به چشم ارادت نگه كني در ديو

فرشته ايت نمايد به چشم، كروبي

(گلستان، اول باب پنجم)

                      

(يعني فرشته اي كروبي نمايد به چشمت. حافظ گويد:

 

شاه اگر جرعه ي رندان نه به حرمت نوشد

 التفاش به مي صاف مروّق نكنيم

 

مشكل ديگر اين بيت در ارخود يا ورخود يا گرخود است. ضبط قزويني ارخود، ضبط سودي گرخود و ضبط خانلري، جلالي نائيني – نذير احمد، عيوضي – بهروز ورخود است. بعضي ها در تفاوت معناي اين سه شكل مبالغه كرده اند و تصور كرده اند فقط با ورخود  مي توان معناي درست اين بيت را پيدا كرد. حال آنكه – چنان كه خواهيم ديد – سودي با ضبط گرخود درست ترين و سر راست ترين معنا را به دست داده است.

بايد گفت كه اين سه شكل تفاوت محسوسي با هم ندارند و معناي هر سه برابر است با حتي اگر يا اگر هم. چنان كه حافظ در موارد ديگر گويد:

 

گرخود[=حتي اگر] رقيب شمعست، اسرار از او بپوشان 

كاين شوخ سربريده بند زبان ندارد

سيلست آب ديده و هر كس كه بگذر 

 گرخود[=حتي اگر] دلش ز سنگ بود هم ز جا رود

تاج شاهي طلبي، گوهر ذاتي بنماي  

ورخود [= حتي اگر] از تخمه ي جمشيد و فريدون باشي

 

حال به معناي كلي بيت بپردازيم. بعضي بر آنند كه اين بيت فحواي متشرعانه دارد و تأكيد آن بر اهميت و احترام نهادن به قرآن مجيد و قرآن شناسي است و چنين معني مي كنند: اگر قرآن را مانند حافظ از بر و با چارده روايت بخواني، آنگاه با احراز اين شرط است كه عشق رهايي بخش و رستگار كننده به تو روي مي آورد و دستگير و راهنمايت مي شود و به فريادت مي رسد. يعني ژرف كاوي در قرآن و حفظ و قرائت ماهرانه ي آن و تأمل در بطون معاني آن، شرط عروج عاشقانه و معراج عارفانه است اشكال اين معني – كه در جاي خود معناي متيني است – اين است كه جمله را شرطي مي گيرد و ورخود [= ارخود، گرخود] را به معنايي كه گفتيم و در حافظ سابقه دارد، برابر با حتي اگر نمي گيرد.

قرائت دوم قرائتي است عارفانه كه براي عشق اولويت و اهميت نهايي قائل است و مي گويد حتي اگر مانند حافظ قرآن خوان و قرآن دان باشي، بايدت از عشق بي نصيب نباشي و به فضل و فهم و زهد و علم اكتفا نكني و بداني كه سرانجام آنچه رهايي مي بخشدت و به فريادت مي رسد همانا عشق است، نه زهد و علم.

سودي – با آن كه ضبطش گر خود است – جمله را شرطي معنا نكرده و حق معناي اين بيت را به خوبي ادا كرده است: «اگر تو هم مثل حافظ قران شريف را چهارده روايت از حفظ بخواني، باز هم براي وصول كافي  نيست، بلكه عشق به فريادت مي رسد. وصول الي الله با عشق است نه با از بر خواندن قرآن سبعه [= هفت سُبع] با چهارده روايت. والاّ به قياس اين لازم مي آمد تمام كساني كه قرآن شريف را خوانده اند، اولياء الله باشند.» (شرح سودي، ج 1، ص 581). بعضي از معاصران قرائت تازه اي پيش نهاده اند: قرآن زبر نخواني، به جاي بخواني: كه راهي به دهي نمي برد. زيرا «بسان حافظ» (كه حافظ قرآن بوده) و «از بر خواندن» به خوبي مي رساند كه انتظار فعل مثبت بايد داشت و مراد خواندن قرآن است، نه نخواندن آن.

به اين نكته هم بايد انديشيد كه حافظ پس از آن كه بارها به حفظ قرآن و قرآن شناسي خود مباهات كرده است، گويي با اين بيت حديث نفس، يا عتاب و خطابي نيز به خود دارد كه غره مشو و «بكوش خواجه و از عشق بي نصيب مباش».

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 12:51  توسط جواد حبیبی | 

نوروز در ادبیات فارسی مفهومی عرفانی دارد
پيامبر خاتم در ادبيات فارسي
آيين نكوداشت پرويز مشكاتيان و يادمان ايرج بسطامي
کنسرت های محمدرضا شجریان در تهران و فرانسه
آلبوم آهنگ وفا و دانلود (زمن نگارم،ساز وآواز...)
داروگ از آلبوم بته چين
" مولانا " عشق اصلی را نزد خدا می داند
مناجات ربنا و قرائت قران از استاد شجریان
معنی خیال در هنرهای سنتی و مدرن
احیاء هنر دینی‌ و گذر از جامعه‌ مدرن
ميهن دوستی از موتيو‌‏های اصلی ‏در آثار مولاناست
امام على بن ابى طالب امير المؤمنين (ع)
همه چیز درباره حکيم نظامي گنجوي
همه چیز درباره عطار نیشابوری
همه چیز درباره مشرف الدين سعدی شیرازی
همه چيز درباره خواجه حافظ شيرازي‌ ، شمس‌ الدين‌ محمد
زندگينامه فریدون مشیری
زندگينامه استاد حسین علیزاده
زندگینامه جلال تاج اصفهانی
زندگینامه استاد جلیل شهناز
همه چیز درباره ساز سه تار
خط «كرشمه» پس از۵۰۰ سال متولد شد
احیاء هنر دینی‌ و گذر از جامعه‌ مدرن
مقام‌ و تاريخ‌ هنر اسلامي‌
همه چیز درباره ساز بربط (عود)
ريشه‌ جدال‌ مولانا با فلسفه‌ چه‌ بود؟
هم چيز درباره کاست دستان - دانلود
دانلود تصنیف بته چین و اطلاعاتی درابطه با دستگاه راست پنج گاه
همه چیز درباره امام غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری
تصنيف ز من نگارم برای دانلود
همه چيز درباره باباطاهر عريان‌ ، بابا طاهر همداني
همه چیز در مورد ابن سينا (شيخ الرئيس ابوعلي سينا)
زندگي نامه فردوسی، ابوالقاسم منصوربن حسن شاعر حماسه سرا
معرفی آلبوم رسواي دل و دانلود تصنيف دل شيدا
تصنیف ناز لیلی ( گلهای تازه 147) -(غمت در نهانخانه دل .....)
حافظ؛ قرآن و چارده روايت
دانلود تصنیف یاد ایام
تصنیف دیده بی خواب از آلبوم در خیال
دانلود تصنیف گل باغ آشنایی
زندگینامه فخرالدین عراقی همدانی
(برنامه 104 از گلهای تازه استاد شجریان)- طفيل هستي عشقند ...
تصنیف چشم نرگس از کاست خزان وگلهای تازه شماره 102
دانلود آلبوم آسمان عشق به همراه متون شعر های این آلبوم
دانلود آلبوم نوا به همراه متون شعر های این آلبوم
دانلود آلبوم بيداد به همراه متون شعر های این آلبوم
دانلود و همه چیز در باره آلبوم نسیم وصل
دانلودتصنیــف جان جهان از آلبوم نوا
دانلود ساسله موی دوست ، تصنیفی از آلبوم یاد ایام
دانلود آلبوم پیام نسیم به همراه متون شعر های این آلبوم
دانلود آلبوم بی تو به سر نمی شود به همراه متون شعر های این آلبوم
مشاهده آرشيو كامل مطالب گذشته وبلاگ

========================>>>>>تبليغات<<<<<======================== ========================>>>>>تبليغات<<<<<======================== ========================>>>>>تبليغات<<<<<========================
زمان



تصاوير و پوسترها

گالری تصاویر استاد شجریان

پوستردلخواه خود را كليك كنيد














امکانات


در كل اينترنت
در سرّعشق
******
با وارد كردن نام و ايميل خودتان در دو كادر زير و عضو شدن در خبرنامه از اطلاع رساني وبلاگ بهره مند شويد





Powered by WebGozar

سایتهای فرهنگی مذهبی

سايت غدير
شبكه امام رضا (ع)
آستان قدس رضوي
مجمع جهانى اهل‌بيت (ع)
دانشگاه جهاني اهل‌بيت (ع)
اجلاس حضرت مهدي (عج)
دفتر حضرت آيت‌الله‌‌لنكراني
دفتر آيت‌الله مكارم‌شيرازي
حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي
فصل‌نامه حكومت اسلامي
راهنماي پايگاه‌هاي اسلامي
دفتر آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي -

وبلاگ هاي ادبي و هنري

ایثار
عشق پاک
ما 4 تاااا
ذهـن زيبـــا
بزم درويشان
حــضـــور نــاب
شعر و خوشنويسي
هـر روز با حضرت حـافظ
مـديـريـت منــــابـع انساني
پيـامـبـر اعـظم و مـكــرم اسلام
عشق خدائي باانديشه هستي
برگـزيده هـاي يك روزنـامـه نگار
تــاريـخ،عـرفـان،مـذهـب،زن
اگه تو را دوست دارم...
زيــر بـاران بايد رفـــت
گــفــتــار ســـبــز
گـو هـر ادبيـــات
خورشـيد خانم
مطرب عشق
عاشقانه ها
مــــو لا نـا
عـطــــــريار
نـغمـه بـاران
دلـخستـــگي
تعــاليِِـم اسـرار
دو خــــط مــــوازي
بـــــــــرگ اقـــــاقـــيـا
ســـــرزمـــين نــــــــــور
کــــــــيـمـياي مــهـــــــــر
بـــنـــــــــت الـــــــزهــــــراء
نـامـــه هــاي مــن بــه خــــدا
دريچه اي به جهان روشـنايي
فــرهـنـــگ و ادب پـارسي
پـــرکـــــن پـيـــــــــالـه را
سلامم را تو پاسخگوي
نـجـــو اي آســـــمـان
وبــلاگ ســاقــي
حرف دل