تبليغاتX
استاد محمد رضا شجریان ( سرّ عشق )
مديريت

صفحه نخست
مشاهده آرشيو
ايميل به مدير وبلاگ...؛

دانلودها

دانلود11عددپوستر
دانلود قلم فارسی (42فونت)
دانلودScreen Saver(تصاویراستاد)

مطالب بر اساس موضوع

پوستر استاد محمد رضا شجریان
آثار استاد محمد رضا شجریان
آثار همایون شجریان
گوناگون
عطار نیشابوری
درباره سعدی
درباره مولانا
دکتر حسین الهی قمشه ای
حضرت حافظ
هنر خوشنویسی
مذهبي
اخبار موسیقی و استاد شجریان
معرفی کتاب و کتابخوانی
اباعبدالله الحسین (ع)

شخصيت ها(زندگينامه)

زندگينامه همايون شجريان
زنـدگـينـامه استـاد شـجـريان
دکتر حسین الهی قمشه ای
شيخ الرئيس ابوعلي سينا
فخرالدين عراقي همداني
امير المؤمنين علي(ع)
خواجه حافظ شيرازي‌
حکيم نظامي گنجوي
ابوالقاسم فردوسي
سعدي شيرازي
عطار نيشابوري
فريدون مشيري
حسين عليزاده
جلال تاج اصفهاني
استاد جليل شهناز
حكيم خيام نيشابوري
باباطاهر عريان‌
مولانا

وبلاگ هاي موسيقي

سايت جامع موسيقي هاي ايراني
هم آواز
ني نامه
ماهوريان
نشان عشق
وبلاگ آواي دف (كاميار)
نواهاي ايراني (نقدموسيقي )
فريد آفلاين(دانلود موسيقي)
سـاز ايراني موسيـقـي ايراني
وبلاگ خبري موسيقي سنتي
خاطـرات استاد شجريان
استاد شهرام ناظري
شــكــسـتـه ســاز
اسـتاد شجريان
آتــش کاروان
دود عود
تار و سه تار
حکـايــت دل
كيــــهان كلـــــــهر
خــورشـــيد شبــــسـتان
مو سيـــــقي سنتـي ايـران
هـمـنـوا بـا ســـوز نــي
هـــمايـون شجــريان
راســت پـنـجـــگاه
عشـق شجريان
بــرگ ســـبـز
بوســلـيـک
شـــجـــر
تيتراژ برنامه هاي T.V
خانه هنر نکا

درباره سرعشق

سرّعشق وبلاگ استاد شجريان
استفاده از منابع وبلاگ تنها با ذكرنام منبع بلامانع است
All CopyRight Reserved by Jhn.info@Gmail.com©2005-2007


 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
نقش خيال از دلشده پايبند
Javad Habibi Naser->JHN

با سلام حدودا ۵ دقیقه دیگر سال تحویل می شود

آمدم نوروز رو به همه شما دوستان  و  آشنایان  تبریک عرض کنم و آرزو کنم سال خوب و خوشی را آغاز کنید

َعیدتان پر از شادی خرمی

**************************************

یکی از مقدمات اصلی نوروز ایرانیان "سفره هفت سین" است که ساعاتی پیش از تحویل سال نو گسترده می شود، این سفره از سابقه تاریخی برخوردار بوده و هر یک از اجزای آن نیز به نیت خاصی بر سفره نوروزی جای می گیرند .

برخی پژوهشگران، ریشه تاریخی این جشن را به "جمشید پیشدادی" نسبت می دهند و نوروز را "نوروز جمشیدی" می خوانند. این گروه معتقدند که جمشید شاه بعد از یک سلسله اصلاحات اجتماعی بر تخت زرین نشست و فاصله بین دماوند تا بابل را در یک روز پیمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردین ماه بود. چون مردم از شگفتی دیدنش جشن گرفتند و آن روز را "نوروز" خواندند.

فردوسی شاعر بزرگ پارسی گوی نیز در شاهنامه پیدایش نوروز را به جمشید شاه نسبت می دهد:


به جمشید بر گوهر افشاندند

مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین

بر آسوده از رنج روی زمین

بزرگان به شادی بیاراستند

می و جام و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار

به ما ماند از آن خسروان یادگار

اما عاملی که "نوروز" را از دیگر جشن های ایران باستان جدا کرد و باعث ماندگاری آن تا امروز شد، "فلسفه وجودی نوروز" یعنی زایش و نوشدنی است که همزمان با سال جدید در طبیعت نیز دیده می شود.

یکی از نمودهای زندگی جمعی، برگزاری جشن ها و آیین های گروهی است، گردهم آمدن هایی که به نیت نیایش و شکرگزاری و یا سرور و شادمانی شکل می گیرند.
بر همین اساس جشن ها و آیین های جامعه ایران را هم می توان به سه گروه عمده تقسیم بندی کرد: جشن ها و مناسبت های دینی و مذهبی، جشن های ملی و قهرمانی و جشن های باستانی و اسطوره ای.

جامعه ایران در گذشته به شادی به عنوان عنصر نیرو دهنده به روان انسان توجه ویژه ای داشت. آنها بر اساس آیین زرتشتی خود چهار جشن بزرگ و ویژه تیرگان، مهرگان، سده و اسپندگان (اسفندگان) را همراه با شادی و سرور و نیایش برگزار می کردند. در این بین نوروز بنا به اصل تازگی بخشیدن به طبیعت و روح انسان همچنان پایدار ماند. گرچه با توجه به قانون تغییر پدیده های فرهنگی، نوروز نیز ناگزیر نسبت به گذشته با دگرگونی هایی همراه است.

به هرحال در آیین های باستانی ایران برای هر جشن "خوانی" گسترده می شد که دارای انواع خوراکی ها بود. خوان نوروزی "هفت سین" نام داشت و می بایست از بقیه خوان ها رنگین تر باشد. این سفره معمولاً چند ساعت مانده به زمان تحویل سال نو آماده بود و بر صفحه ای بلندتر از سطح زمین چیده می شد.


در بسیاری از منابع تاریخی آمده است که "هفت سین" نخست "هفت شین" بوده و بعدها به این نام تغییر یافته است.

شمع، شیرینی، شهد (عسل)، شمشاد، شربت و شقایق یا شاخه نبات، اجزای تشکیل دهنده سفره هفت شین بودند. برخی دیگر به وجود "هفت چین" در ایران پیش از اسلام اعتقاد دارند. در زمان هخامنشیان در نوروز به روی هفت ظرف چینی غذا می گذاشتند که به آن هفت چین یا هفت چیدنی می گفتند.


بعدها در زمان ساسانیان هفت شین رسم متداول مردم ایران شد و شمشاد در کنار بقیه شین های نوروزی، به نشانه سبزی و جاودانگی بر سر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانیان وقتی که مردم ایران اسلام را پذیرفتند، سعی کردند سنتها و آیین های باستانی خود را نیز حفظ کنند.


در کتاب فروری آمده است در روزگار ساسانیان، قاب های زیبای منقوش و گرانبها از جنس کائولین، از چین به ایران وارد می شد. یکی از کالاهای مهم بازرگانی چین و ایران همین ظرف هایی بود که بعدها به نام کشوری که از آن آمده بودند "چینی" نام گذاری شد و به گویشی دیگر به شکل سینی و به صورت معرب "سینی" در ایران رواج یافتند. به هر روی خوراکی های خاصی بر سفره هفت سین می نشینند که عبارت اند از: سیب، سرکه، سمنو، سماق، سیر، سنجد و سبزی (سبزه(


نیتها و فلسفه قرار گرفتن خوراکهای مختلف بر سفره هفت سین:


سمنو: نماد زایش و باروری گیاهان است و از جوانه های تازه رسیده گندم تهیه می شود.


سیب: نماد باروری است و زایش. در گذشته سیب را در خم های ویژه ای نگهداری می کردند و قبل از نوروز به همدیگر هدیه می دادند. می گویند که سیب با زایش هم نسبت دارد، بدین صورت که اغلب درویشی سیبی را از وسط نصف می کرد و نیمی از آن را به زن و نیم دیگر را به شوهر می داد و به این ترتیب مرد از عقیم بودن و زن از نازایی رها می شد.


سنجد: نماد عشق و دلباختگی است و از مقدمات اصلی تولد و زایندگی.


سبزه: نماد شادابی و سرسبزی و نشانگر زندگی بشر و پیوند او با طبیعت است.


در گذشته سبزه ها را به تعداد هفت یا دوازده - که شمار مقدس برج هاست - در قاب های گرانبها سبز می کردند. در دوران باستان در کاخ پادشاهان ۲۰ روز پیش از نوروز دوازده ستون را از خشت خام برمی آوردند و بر هر یک از آنها یکی از غلات را می کاشتند و خوب روییدن هر یک را به فال نیک می گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در آن سال پربار خواهد بود. در روز ششم فروردین آنها را می چیدند و به نشانه برکت و باروری در تالارها پخش می کردند.


سماق و سیر: نماد چاشنی و محرک شادی در زندگی به شمار می روند.

اما غیر از این گیاهان و میوه های سفره نشین، خوان نوروزی اجزای دیگری هم داشته است، در این میان تخم مرغ نماد زایش و آفرینش است و نشانه ای از نطفه و نژاد.


آینه: نماد روشنایی است و حتماً باید در بالای سفره جای بگیرد.


آب و ماهی: نشانه برکت در زندگی هستند. ماهی به عنوان نشانه اسفند ماه بر سفره گذاشته می شود.


سکه: به نیت برکت و درآمد زیاد انتخاب شده است.


شاخه های سرو، دانه های انار، گل بیدمشک، شیر نارنج، نان و پنیر، شمعدان و... را هم می توان جزو اجزای دیگر سفره هفت سین دانست.


کتاب مقدس هم یکی از پایه های اصلی خوان نوروزی است و بر اساس آن هر خانواده ای به تناسب مذهب خود، کتاب مقدسی را که قبول دارد بر سفره می گذارد.
چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتیان اوستا و کلیمیان تورات را بر بالای سفره هایشان جای می دهند. بر سر سفره زرتشتیان در کنار اسپند و سنجد، " آویشن" هم دیده می شود که به گفته موبد فیروزگری خاصیت ضدعفونی کننده و دارویی دارد و به نیت سلامتی و بیشتر به حالت تبرک بر سر سفره گذاشته می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 9:15  توسط جواد حبیبی | 

یکی از مقدمات اصلی نوروز ایرانیان "سفره هفت سین" است که ساعاتی پیش از تحویل سال نو گسترده می شود، این سفره از سابقه تاریخی برخوردار بوده و هر یک از اجزای آن نیز به نیت خاصی بر سفره نوروزی جای می گیرند .

                              

                            

برخی پژوهشگران، ریشه تاریخی این جشن را به "جمشید پیشدادی" نسبت می دهند و نوروز را "نوروز جمشیدی" می خوانند. این گروه معتقدند که جمشید شاه بعد از یک سلسله اصلاحات اجتماعی بر تخت زرین نشست و فاصله بین دماوند تا بابل را در یک روز پیمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردین ماه بود. چون مردم از شگفتی دیدنش جشن گرفتند و آن روز را "نوروز" خواندند.

فردوسی شاعر بزرگ پارسی گوی نیز در شاهنامه پیدایش نوروز را به جمشید شاه نسبت می دهد:


به جمشید بر گوهر افشاندند

مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین

بر آسوده از رنج روی زمین

بزرگان به شادی بیاراستند

می و جام و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار

به ما ماند از آن خسروان یادگار

اما عاملی که "نوروز" را از دیگر جشن های ایران باستان جدا کرد و باعث ماندگاری آن تا امروز شد، "فلسفه وجودی نوروز" یعنی زایش و نوشدنی است که همزمان با سال جدید در طبیعت نیز دیده می شود.

یکی از نمودهای زندگی جمعی، برگزاری جشن ها و آیین های گروهی است، گردهم آمدن هایی که به نیت نیایش و شکرگزاری و یا سرور و شادمانی شکل می گیرند.
بر همین اساس جشن ها و آیین های جامعه ایران را هم می توان به سه گروه عمده تقسیم بندی کرد: جشن ها و مناسبت های دینی و مذهبی، جشن های ملی و قهرمانی و جشن های باستانی و اسطوره ای.

جامعه ایران در گذشته به شادی به عنوان عنصر نیرو دهنده به روان انسان توجه ویژه ای داشت. آنها بر اساس آیین زرتشتی خود چهار جشن بزرگ و ویژه تیرگان، مهرگان، سده و اسپندگان (اسفندگان) را همراه با شادی و سرور و نیایش برگزار می کردند. در این بین نوروز بنا به اصل تازگی بخشیدن به طبیعت و روح انسان همچنان پایدار ماند. گرچه با توجه به قانون تغییر پدیده های فرهنگی، نوروز نیز ناگزیر نسبت به گذشته با دگرگونی هایی همراه است.

به هرحال در آیین های باستانی ایران برای هر جشن "خوانی" گسترده می شد که دارای انواع خوراکی ها بود. خوان نوروزی "هفت سین" نام داشت و می بایست از بقیه خوان ها رنگین تر باشد. این سفره معمولاً چند ساعت مانده به زمان تحویل سال نو آماده بود و بر صفحه ای بلندتر از سطح زمین چیده می شد.


در بسیاری از منابع تاریخی آمده است که "هفت سین" نخست "هفت شین" بوده و بعدها به این نام تغییر یافته است.

شمع، شیرینی، شهد (عسل)، شمشاد، شربت و شقایق یا شاخه نبات، اجزای تشکیل دهنده سفره هفت شین بودند. برخی دیگر به وجود "هفت چین" در ایران پیش از اسلام اعتقاد دارند. در زمان هخامنشیان در نوروز به روی هفت ظرف چینی غذا می گذاشتند که به آن هفت چین یا هفت چیدنی می گفتند.


بعدها در زمان ساسانیان هفت شین رسم متداول مردم ایران شد و شمشاد در کنار بقیه شین های نوروزی، به نشانه سبزی و جاودانگی بر سر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانیان وقتی که مردم ایران اسلام را پذیرفتند، سعی کردند سنتها و آیین های باستانی خود را نیز حفظ کنند.


در کتاب فروری آمده است در روزگار ساسانیان، قاب های زیبای منقوش و گرانبها از جنس کائولین، از چین به ایران وارد می شد. یکی از کالاهای مهم بازرگانی چین و ایران همین ظرف هایی بود که بعدها به نام کشوری که از آن آمده بودند "چینی" نام گذاری شد و به گویشی دیگر به شکل سینی و به صورت معرب "سینی" در ایران رواج یافتند. به هر روی خوراکی های خاصی بر سفره هفت سین می نشینند که عبارت اند از: سیب، سرکه، سمنو، سماق، سیر، سنجد و سبزی (سبزه(


نیتها و فلسفه قرار گرفتن خوراکهای مختلف بر سفره هفت سین:


سمنو: نماد زایش و باروری گیاهان است و از جوانه های تازه رسیده گندم تهیه می شود.


سیب: نماد باروری است و زایش. در گذشته سیب را در خم های ویژه ای نگهداری می کردند و قبل از نوروز به همدیگر هدیه می دادند. می گویند که سیب با زایش هم نسبت دارد، بدین صورت که اغلب درویشی سیبی را از وسط نصف می کرد و نیمی از آن را به زن و نیم دیگر را به شوهر می داد و به این ترتیب مرد از عقیم بودن و زن از نازایی رها می شد.


سنجد: نماد عشق و دلباختگی است و از مقدمات اصلی تولد و زایندگی.


سبزه: نماد شادابی و سرسبزی و نشانگر زندگی بشر و پیوند او با طبیعت است.


در گذشته سبزه ها را به تعداد هفت یا دوازده - که شمار مقدس برج هاست - در قاب های گرانبها سبز می کردند. در دوران باستان در کاخ پادشاهان ۲۰ روز پیش از نوروز دوازده ستون را از خشت خام برمی آوردند و بر هر یک از آنها یکی از غلات را می کاشتند و خوب روییدن هر یک را به فال نیک می گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در آن سال پربار خواهد بود. در روز ششم فروردین آنها را می چیدند و به نشانه برکت و باروری در تالارها پخش می کردند.


سماق و سیر: نماد چاشنی و محرک شادی در زندگی به شمار می روند.

اما غیر از این گیاهان و میوه های سفره نشین، خوان نوروزی اجزای دیگری هم داشته است، در این میان تخم مرغ نماد زایش و آفرینش است و نشانه ای از نطفه و نژاد.


آینه: نماد روشنایی است و حتماً باید در بالای سفره جای بگیرد.


آب و ماهی: نشانه برکت در زندگی هستند. ماهی به عنوان نشانه اسفند ماه بر سفره گذاشته می شود.


سکه: به نیت برکت و درآمد زیاد انتخاب شده است.


شاخه های سرو، دانه های انار، گل بیدمشک، شیر نارنج، نان و پنیر، شمعدان و... را هم می توان جزو اجزای دیگر سفره هفت سین دانست.


کتاب مقدس هم یکی از پایه های اصلی خوان نوروزی است و بر اساس آن هر خانواده ای به تناسب مذهب خود، کتاب مقدسی را که قبول دارد بر سفره می گذارد.
چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتیان اوستا و کلیمیان تورات را بر بالای سفره هایشان جای می دهند. بر سر سفره زرتشتیان در کنار اسپند و سنجد، " آویشن" هم دیده می شود که به گفته موبد فیروزگری خاصیت ضدعفونی کننده و دارویی دارد و به نیت سلامتی و بیشتر به حالت تبرک بر سر سفره گذاشته می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 17:10  توسط جواد حبیبی | 

عید نوروز همواره در آثار شاعران بزرگ ادب فارسی از جمله فردوسی، سنایی و خیام مطرح بوده است و همه آنان نوروز را نماد تحول، سازندگی، حركت و پویایی دانسته و مورد توجه قرار داده اند.
محمدبقایی ماكان نویسنده و پژوهشگر ادبی، با بیان این مطلب گفت: «شاعر مانند هر انسانی با دیدن شكوفایی طبیعت دوست دارد این زیبایی و تحول را در وجود خویش بپروراند و در اثرش جلوه گر كند.»وی با اشاره به مفهوم عرفانی نوروز در ادبیات تصریح كرد: «جامی، شاعر پارسی گوی سده نهم هجری می گوید: هرجا كه جلوه ای از زیبایی های طبیعت را می بینید، همه این زیبایی ها در واقع نشانی از وجود پروردگار و خالق این زیبایی ها است و هر كس این زیبایی ها را تحسین كند درواقع خالق آن را ستوده است.»
این پژوهشگر ادبی با اشاره به دعای «یا مقلب القلوب و الابصار» تأكید كرد: «از مفهوم این دعا آن جا كه می گوید: «ما را دگرگون كن» این اندیشه استنباط می شود كه هر ایرانی در آغاز سال به نوعی خود را با عالم هستی مرتبط می داند و از خداوند كه در نهایت علت هر معلولی است چنین می خواهد كه همراه با تحول و دگرگونی طبیعت، وجود او نیز متحول شود.»وی نوزایی طبیعت را زیباترین نشانه وجود پروردگار دانست و گفت: «از آنجا كه خداوند در فصل بهار، زیبایی طبیعت را بر انسان آشكار می كند، در فرهنگ ایرانی، هریك از ما با گشودن سفره هفت سین ـ كه هر یك از وسایل سفره هفت سین، نمادی از مواهب الهی محسوب می شوند ـ ستایش و سپاس خود را نسبت به خداوند ابراز می كنیم.»
این نویسنده، نوروز را با ارزش ترین سنت دیرپای ایرانی دانست و گفت: «نوروز در كشور ما پیش از هر چیز، یك سنت محسوب می شود و این سنت، از ناكجاپیدای تاریخ حركت كرده و راه طولانی را پوئیده تا به امروز رسیده و همچنان نظر به آینده دارد؛ بنابراین این سنت موجب شده است تا اقوام ایرانی در طول تاریخ همواره با یكدیگر پیوند داشته باشند و وطن عزیز خود را حفظ كنند.»وی در پایان با اشاره به فرارسیدن عید نوروز تأكید كرد: «نوروز در فرهنگ ایرانی به عنوان عاملی برای مقابله با هجوم فرهنگ های بیگانه مطرح بوده است؛ چراكه همیشه كسانی كه دشمن فرهنگ و هویت ایرانی بودند میل داشتند كه این سنت دیرینه را از میان بردارند.»  
 
   یادداشت: روزنامه ابرار

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 12:40  توسط جواد حبیبی | 

فرا رسیدن ایام  تجلی عشق ، ایمان ، صبر و بردباری   ماه محرم ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و شهدای کربلا بر حضرت ولیعصر (عج) و همه شیعیان وآزادگان عالم تسلیت باد.

 

زان يار دلنوازم شکريست با شکايت          گر نکته دان عشقی بشنو تو اين حکايت

 

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم           يا رب مباد کس را مخدوم بی عنايت

 

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس           گويی ولی شناسان رفتند از اين ولايت

 

در زلف چون کمندش ای دل مپيچ کان جا      سرها بريده بينی بی جرم و بی جنايت

 

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی      جانا روا نباشد خون ريز را حمايت

 

در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود       از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدايت

 

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نيفزود               زنهار از اين بيابان وين راه بی‌نهايت

 

ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم                    يک ساعتم بگنجان در سايه عنايت

 

اين راه را نهايت صورت کجا توان بست        کش صد هزار منزل بيش است در بدايت

 

هر چند بردی آبم روی از درت نتابم               جور از حبيب خوشتر کز مدعی رعايت

 

عشقت رسد به فرياد ار خود به سان حافظ           قرآن ز بر بخوانی در چارده روايت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 13:30  توسط جواد حبیبی | 

شهر علم پیغمبر " ص " و بابش علی " ع " است
چشمه ای از زمزم نابش علی " ع " است 
                                                              قامتی در استقامت مستقیم 
                                                              صدقیامت اندر او هستی مقیم 
                                                                                                               من چه گویم وصف آن والا‌مقام 
                                                                                                               شرح خاص الخاص ناید در کلا‌م
  

براي دانلود پوستر دراندازه واقعي كليك نمائيد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 17:42  توسط جواد حبیبی | 

از نکاتی که در اجرای صحیح ترقطعات یاریگر نوازندگان است، نت خوانی آنهاست. در اغلب اوقات نوازندگان تمایلی به نت خوانی موسیقی مورداجرا دردوره ای که سرگرم تمرین آن هستند، ندارند.
از ریتم افتادن های غیر ارادی جملات، اکسان دادن های بی مورد به بعضی ازنتها، عدم شناسایی موتیف های مختلف و جمع بندی نکردن آنها، کشیدن بیش از اندازه یک نت، به سرعت نرسیدن موسیقی و بسیاری از موارد اینچنینی که درزیرشرح آن می آید، با نت خوانی قابل برطرف شدن است.
برای نوازنده ای که قطعه ای درسطح تکنیک خود تمرین می کند، بهره گیری ازنت خوانی راهی است که اورا قادرخواهد ساخت تا بسیاری ازنواقص کار خود را برطرف کند.
یکی از مواردی که باعث رویگردانی از این مورد است، عدم توانایی نوازندگان در سلفژ نتهاست. ولی این مسئله نباید باعث شود تا نتوانیم از نت خوانی وفوایدش بهره گیری کنیم. حتی اگرتوانایی در سلفژموسیقی نداریم، با یک صدا خواندن تمامی نتها بازهم می توان بدون بهره گیری از ساز نت خوانی کرد.
کنترل تمامی رفتار اجرایی ما و نواختنمان از ذهن سرچشمه می گیرد و تمرین های یک نوازنده صرفآ فیزیکی و با ساز نیست. تمرین فیزیکی و با ساز که همراه با تمرین ذهنی گردد نوازنده را تواناتر و اجرا را بی نقص تر می سازد.
در هنگام نواختن بسیار پیش می آید جملاتی را بطور نا خودآگاهانه از ریتم خارج ساخته، تند تر یا کند تر می نوازیم وخود متوجه آن نیستیم (البته این مورد با از ریتم انداختن های ارادی متفاوت بوده و نباید اشتباه گرفته شود). گاهی بی مورد ذهنمان بر روی بعضی نتها اکسان می گذارد که در واقع ذهن در آن نتها، به دلایل نا مشخصی درگیری و ضعف دارد.
حذف این دسته از درگیری های ذهنی اجرا را یکدست ترساخته و زمینه را برای رسیدن به تمپوهای بالاتر فراهم می سازد.
جالب اینجاست در نقاطی که در هنگام نت خوانی دچار ضعف می شویم، هنگام اجرا نیز در آن نقاط وجود ضعف در اجرا احساس می شود، که نشانگر وجود ضعف درذهنمان است. با نت خوانی این دسته از مشکلات سریعتر، آسانتر و به روش صحیح تری بر طرف می شوند.
می دانیم یک موسیقی از موتیفهای مختلف و ترکیب آنها با استفاده از قواعد مختلف آهنگسازی ساخته می شود. در هنگام اجرا هر موتیف مستقلآ باید توسط نوازنده شناسایی شده و به گونه ای نواخته شود که شنونده بتواند به یک جمع بندی ازهرموتیف برسد ودر دیدگاه وسیع تر، نوازنده باید بتواند با احاطه ذهن خود برآنچه مورد اجراگذاشته، ذهن شنونده را به یک جمع بندی ازکل موسیقی برساند. حس سردرگمی ای، که ازجمع بندی نشدن آنچه اجرا شده بوجود می آید، باعث می شود شنونده نتواند درانتها به یک تفکرو احساس مطبوع روحی برسد. این مورد ازموتیف بندی نشدن جمله ها و نبود درک کلی ازقطعه، توسط نوازندگان بوجود می آید.
نت خوانی و گوش کردن به آنچه درک ذهن ما از موسیقی است، باعث بوجود آمدن یک رویارویی آگاهانه و صحیح بین موسیقی، دیدگاه شخصی و روحیاتمان ازآهنگ و همینطور از سازمی گردد. همواره باید شناخت ذهنمان را از قطعه رشد دهیم. وجود یک درک کلی از آهنگ، زمینه را برای ارائه اجرایی یکدست که در آن روحیات و نظرات نوازنده متجلی است، فراهم می سازد.   منبع : گفتگوی هارمونیک

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 7:51  توسط جواد حبیبی | 

ادبيات‌ فارسي‌ در نخستين‌ روزگاران‌

نخستين‌ بازمانده‌ي‌ زبانهاي‌ آريايي‌ ايران‌ (كه‌ جهان‌ باستان‌ براي‌ ما واگذاشته‌) زبان‌ اوستا يعني‌ كتاب‌ مقدّس‌ كيش‌ زردشتي‌ است‌.

تا حدود نهصد سال‌ مردم‌ ايران‌ هيچ‌گونه‌ خطّي‌ كه‌ با آن‌ بتوانند اوستا را بنويسند نداشتند. از اين‌ روي‌ آن‌ را همچنان‌ سينه‌ به‌ سينه‌ فرا مي‌گرفتند و بدين‌سان‌ آن‌ را درست‌ از سده‌ي‌ هفتم‌ قبل‌ از ميلاد تا سده‌ي‌ سوم‌ ميلادي‌ از نسلي‌ به‌ نسلي‌ ديگر انتقال‌ مي‌دادند.

سرانجام‌ خطّي‌ مخصوص‌ براي‌ اين‌ كتاب‌ در سده‌ي‌ سوم‌ ميلادي‌ ابداع‌ شد. اوستايي‌ كه‌........ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 12:45  توسط جواد حبیبی | 

چند پرسش‌ اساسی‌

 

هنر اسلامی‌ چیست‌؟ آیا با تعریف‌ هنر اسلامی‌، می‌توان‌ نحوه‌ی‌ حیات‌ آن‌ را در متن‌ زندگی‌ مدرن‌ بشر دریافت‌؟

بوركهارت‌ در فصل‌ پایانی‌ هنر مقدس‌ در شرق‌ و غرب‌ ، از خود پرسیده‌ بود ...ادامه مطلب

 

نويسنده: محمد مددپور      منبع: فصلنامه بيناب، شماره7


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 8:45  توسط جواد حبیبی | 

ساز بربط (عود)

موسيقي هر كشور و قومي گوياي تاريخ، تمدن و فرهنگ همان سرزمين است و سازهاي موسيقي نيز با توجه به شرايط جغرافيايي، اقتصادي و فرهنگي هر منطقه شكل گرفته و ساخته مي‌شوند 

به اعتقاد پژوهشگران بسياري از سازهاي موسيقي برگرفته از ابزار كار مردم با امكانات موجود در طبيعت بوده كه در دوران مختلف شكل تكاملي به خود گرفته و تغييراتي در آن روي ايجاد شده است.

براساس همين نظريه انسان اوليه از گياه، اشيا و ابزار كار براي بيرون كشيدن صدا و نواهاي نهفته در ساز استفاده كرد.

در اسناد تاريخي آمده است كه; اولين نمونه و سند آفرينش موسيقي توسط انسان اوليه، نقشي است كه در يك غار در "آري پژ" فرانسه برجاي مانده است.

اين نقاشي، يك شكارچي را نشان مي‌دهد كه خود را با پوست حيوانات پوشانده (استتار) و در تعقيب يك گوزن است.

شكارچي كماني را در دست دارد، ولي از آن براي پرتاب استفاده نمي‌كند بلكه كمان را با دهان باز نگه داشته و آن را همانند "زنبورك" مي‌نوازد.

موسيقي براي انسان‌هاي اوليه حكم جادو را داشته و شكارچي نيز سعي بر سحر و جادو كردن گوزن دارد، زيرا قبايل اوليه اعتقاد داشتند كه به وسيله موسيقي، مي‌توان بارندگي ايجاد كرد، بيماران را شفا داد و گياهان را روياند و حيوانات را