تبليغاتX
استاد محمد رضا شجریان ( سرّ عشق )
مديريت

صفحه نخست
مشاهده آرشيو
ايميل به مدير وبلاگ...؛

دانلودها

دانلود11عددپوستر
دانلود قلم فارسی (42فونت)
دانلودScreen Saver(تصاویراستاد)

مطالب بر اساس موضوع

پوستر استاد محمد رضا شجریان
آثار استاد محمد رضا شجریان
آثار همایون شجریان
گوناگون
عطار نیشابوری
درباره سعدی
درباره مولانا
دکتر حسین الهی قمشه ای
حضرت حافظ
هنر خوشنویسی
مذهبي
اخبار موسیقی و استاد شجریان
معرفی کتاب و کتابخوانی
اباعبدالله الحسین (ع)

شخصيت ها(زندگينامه)

زندگينامه همايون شجريان
زنـدگـينـامه استـاد شـجـريان
دکتر حسین الهی قمشه ای
شيخ الرئيس ابوعلي سينا
فخرالدين عراقي همداني
امير المؤمنين علي(ع)
خواجه حافظ شيرازي‌
حکيم نظامي گنجوي
ابوالقاسم فردوسي
سعدي شيرازي
عطار نيشابوري
فريدون مشيري
حسين عليزاده
جلال تاج اصفهاني
استاد جليل شهناز
حكيم خيام نيشابوري
باباطاهر عريان‌
مولانا

وبلاگ هاي موسيقي

سايت جامع موسيقي هاي ايراني
هم آواز
ني نامه
ماهوريان
نشان عشق
وبلاگ آواي دف (كاميار)
نواهاي ايراني (نقدموسيقي )
فريد آفلاين(دانلود موسيقي)
سـاز ايراني موسيـقـي ايراني
وبلاگ خبري موسيقي سنتي
خاطـرات استاد شجريان
استاد شهرام ناظري
شــكــسـتـه ســاز
اسـتاد شجريان
آتــش کاروان
دود عود
تار و سه تار
حکـايــت دل
كيــــهان كلـــــــهر
خــورشـــيد شبــــسـتان
مو سيـــــقي سنتـي ايـران
هـمـنـوا بـا ســـوز نــي
هـــمايـون شجــريان
راســت پـنـجـــگاه
عشـق شجريان
بــرگ ســـبـز
بوســلـيـک
شـــجـــر
تيتراژ برنامه هاي T.V
خانه هنر نکا

درباره سرعشق

سرّعشق وبلاگ استاد شجريان
استفاده از منابع وبلاگ تنها با ذكرنام منبع بلامانع است
All CopyRight Reserved by Jhn.info@Gmail.com©2005-2007


 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
نقش خيال از دلشده پايبند
Javad Habibi Naser->JHN

 بهترنويسى تا بيشترنويسى‏

گفت و گو با محمّد اسفنديارى‏

چرا در جامعه ما فرهنگ کتابخوانى رايج نشده است؟
در جامعه ما نه تنها فرهنگ کتابخوانى رواج نيافته است، بلکه بدتر از آن، کتاب‏گريزى هم به چشم مى‏خورد. در ميان برخى از لايه‏هاى جامعه ما، کتاب چون طاعون وتابو شده است که بايد از آن گريخت وهرگز بدان نزديک نشد. ميزان مطالعه در جامعه ما بسيار اندک است وموجب خجالت. بجز دانش‏آموزان ودانشجويان وطلّاب - که کتابخوانى را مى‏توان حرفه‏شان قلمداد کرد - در ميان ديگر قشرهاى جامعه، گريز از کتاب امرى متعارف وهنجار است. محترمانه‏تر بگويم که فرهنگ جامعه ما "فرهنگ شفاهى" است، نه "فرهنگ کتبى". به عبارت ديگر، معلومات مردم بيشتر به پايه "مسموعات" آنهاست ونه "مقروئات". روشن است که در فرهنگ شفاهى وسماعى، ناراستى ونادرستى وتحريف بيشتر است وبدين دليل است که در احاديث ما توصيه شده که دينتان را از "افواه الرّجال" نگيريد. مضافا اينکه دانشى که از شنيده‏ها به دست مى‏آيد، پايدار نيست ودر حافظه نمى‏ماند. اين نکته هم در احاديث آمده که دانش، "صيد" وکتاب، "قيد" (کمند) آن است. يعنى با کتاب مى‏توان دانش را به بند کشيد ونگاه داشت. پس آنجا که کتاب نيست، "حافظه علمى" نيست ومردمى که کتاب نمى‏خوانند، حافظه علمى ندارند.
اکنون در کشور ما کوششهاى فراوانى براى سوادآموزى مى‏شود، امّا براى کتابخوانى کمتر کوشيده مى‏شود. حال آنکه سواد آموزى هدف ومنتهاى آمال نيست، بلکه مقدّمه‏اى براى کتابخوانى است. اگر در جامعه‏اى حتّى يک نفر هم بيسواد نباشد، امّا کتابخوان هم نباشد، آن جامعه هيچ تفاوتى با يک جامعه بدوى وبيسواد ندارد. باسوادى که کتاب نمى‏خواند مانند بيسوادى است که نمى‏تواند کتاب بخواند. پس در کنار کوششهايى که براى سوادآموزى مى‏شود، بايد براى کتابخوانى هم کوشيده وبدين موضوع مهم، اهتمام شود. در غير اين‏صورت آن کوششها بى‏حاصل، بلکه ضايع، مى‏شود.
به اصل سخن برگرديم. بارى، کتاب‏گريزى در جامعه ما نه يک علّت، که علل متعدّدى دارد واگر ما آهنگ ترويج کتابخوانى در جامعه را داريم، بايد علل کتاب‏گريزى را بشناسيم واز ميان ببريم ودر کنار آن، مقتضيات کتابخوانى را در جامعه فراهم سازيم. براى هر امرى بايد مقتضى موجود ومانع مفقود باشد واگر مقتضى موجود باشد ومانع مفقود نباشد ويا مانع مفقود باشد ومقتضى موجود نباشد، هيچ آرمان وبرنامه‏اى محقّق نمى‏شود. با اين همه چنين مى‏نمايد که برخى از علل کتاب‏گريزى عبارت است از:
١. گران بودن يا نمودن قيمت کتاب. نه تنها گران بودن قيمت کتاب، بلکه گران نمودن قيمت آن نيز از علل کتاب‏گريزى در جامعه است. همين که مردم تصوّر کنند قيمت کتاب گران است، از خريدن آن خوددارى مى‏کنند. از طرفى نمى‏توان با استدلال وبرهان به مردم ثابت کرد که قيمت کتاب گران نيست وبايد کتاب خريد. آنان بايد، خود احساس کنند که کتاب ارزان است.
٢. کمبود کتابخانه، بويژه کتابخانه‏هايى که براحتى کتاب به امانت دهند وبه محلّ سکونت وکار مردم نزديک باشند.
٣. کتاب‏زدگى وبه عبارت ديگر، سرخوردگى از کتاب به سبب خواندن کتابهاى سست وسطحى وبى‏محتوا. وفور کتابهاى بازارى وضعيف وسست در جامعه ما موجب شده است که عدّه‏اى پس از مدّتى کتابخوانى، چون فايده وخاصيّتى از اين کتابها نديدند، بکلّى کتاب زده شدند. آرى، کتاب ضعيف موجب کتاب‏زدگى مى‏شود وکتاب‏زدگى نيز موجب کتاب‏گريزى.
٤. کمبود يا نبود وقت. بديهى است هنگامى که مردم براى پرکردن "اين شکم بى‏هنر پيچ‏پيچ" مجبور شوند که دو شغل اختيار کنند واز صبح تا شام بدوند، ديگر وقت وفرصتى پيدا نمى‏کنند که به کتاب اختصاص دهند.
٥. قدرت سحرآميز تلويزيون. به نظر من يکى از مهمترين علل کتاب گريزى، هم در جامعه ما وهم در ديگر جوامع، وجود اين جعبه جاوديى - عليه ما عليه - است که آن را تلويزيون مى‏خوانند وعزيز مى‏شمارند. مطالعات جامعه‏شناختى نشان مى‏دهد که هرجا تلويزيون آمده، کتاب را تحت‏الشّعاع قرار داده واز ميزان مطالعه کاسته است. اکنون در بسيارى از خانه‏ها، "ميز تلويزيون" جاى "کمد کتاب" را اشغال کرده وتلويزيون جاى کتاب را گرفته است. مردم چنين مى‏پسندند به جاى اينکه زانو درشکم فرو برند ومؤدّبانه بنشينند وفسفر مغز صرف کنند وکتاب بخوانند، پايشان را دراز کنند ورو به تلويزيون بر پشتى تکيه بزنند وبدون اينکه زيت فکر بسوزانند، تلويزيون تماشا کنند. به هرحال تلويزيون گوى سبقت را از کتاب ربوده وموجب کتاب گريزى شده است. براى زدودن اين آفتِ تلويزيون، يکى از بهترين راهکارها اين است که تلويزيون، خود، عهده‏دار تبليغ کتاب شود وبه جاى "رقابت" با کتاب، با آن "رفاقت" کند.

ارزيابى‏شما ازکيفيّت‏کتابهايى که‏چاپ‏مى‏شود، چيست؟
با عنايت به پيشينه فرهنگىِ درخشان ما مسلمانان وکتابهاى شاهکار وسرآمدى که در گذشته آفريده‏ايم، اينک وضع مقبول ومطلوبى نداريم. اگر گوشه چشمى به کتابهاى گذشته‏مان کنيم ونظرى هم به کتابهايى که امروزه منتشر مى‏شود، بى‏درنگ تصديق مى‏کنيم که کتابهاى معاصران ما فرودست است وهرچه به جلوتر آمده‏ايم، ضعيفتر شده‏ايم. اينک ما، در مقايسه با گذشتگان، کتابهايمان پربرگتر شده است، امّا کم‏بارتر. تأليفاتمان بيشتر شده است، امّا تحقيقاتمان کمتر.
اجازه دهيد بصراحت عرض کنم که بسيارى از نويسندگان بيشترنويس شده‏اند و"بيشترنويسى" بر "بهترنويسى" غلبه کرده وبهتر، "بيشتر نوشتن" شمرده مى‏شود تا "بهتر نوشتن". البتّه کسى در سخن چنين نمى‏گويد، امّا در عمل چنين است. بنگريد که کمتر نويسنده‏اى مى‏توان جُست که به بازنويسى نوشته‏اش بپردازد ودر پى بهتر کردن آن باشد. اغلب نويسندگان چنين مى‏پسندند به جاى اينکه وقتى صرف کنند وبه بازنويسى وبهتر کردن يک کتاب بپردازند، يک کتاب ديگر بنويسند.
آرى، امروزه نويسندگان بيشتر کميّت‏گرا شده‏اند وکيفيّت را فداى آن کرده‏اند. تو گويى نويسندگان به تعداد وصفحات کتابهايشان بيشتر اهميّت مى‏دهند تا محتواى آن. وبديهى است که کميّت وکيفيّت با يکديگر نسبت عکس دارد: هرچه به کميّت افزوده شود، از اهميّت کيفيّت کاسته مى‏شود وهرچه به کيفيّت اهميّت داده شود، از کميّت کاسته مى‏شود.
اين سخن نيز گفتنى است که برخى از نويسندگان "حقّ خواننده" را ادا نمى‏کنند واصلا نمى‏دانند که خواننده حقّى به گردن نويسنده کتاب دارد. آشکار است کسى که کتابى مى‏خرد ووقتى براى خواندن آن صرف مى‏کند، حقّى به گردن نويسنده دارد که اوّلا کتابش را خريده وثانيا، بخشى از عمر عزيز خود را در مطالعه آن صرف کرده است. اگر کتابى مفيد ومتقن باشد، نويسنده حقّ خواننده را ادا کرده است، امّا گر کتابى چنين نباشد، حقّ خواننده ادا نشده ونويسنده مديون او شده است. پس هر نويسنده‏اى بايد بکوشد که حقّ خواننده را ادا کند وخود را مديون او نکند. امّا چنين مى‏نگريم که اين موضوع اصلا براى عدّه‏اى از نويسندگان مطرح نيست وهيچگاه به "حقّ خواننده" نمى‏انديشند.
در اغلب کتابهايى که امروزه منتشر مى‏شود،نوآورى ونظريه‏پردازى وتوليد فکر مشاهده نمى‏شود. به جاى تحقيق درباره "حوادث واقعه" به "وقايع سابقه" پرداخته مى‏شود واز طرح بحثهاى جديد وجدّى ودست وپنجه نرم کردن با نظريات تن زده مى‏شود. در پاره‏اى ديگر از کتابها، مانند کتابهاى تاريخى، تحقيق وتتبّع واستقصا، چنانکه بايد، ملاحظه نمى‏شود ويک خط در ميان از مسائل سخن مى‏رود. شمارى ديگر ازکتابها تأمين کننده نيازها وخلأهاى جامعه نيست وبر حسب اولويّتها وضرورتها نوشته نشده وبود ونبود آن يکسان است. در برخى ديگر از کتابها تنها به کلّى‏گويى درباره مسائل پرداخته مى‏شود. بسيارى از نويسندگان به جاى اينکه به همه زوايا وخبايا وجزئيات يک موضوع بپردازند وتفريع فروع کنند، صرفه در اين مى‏بينند که به کلّى‏گويى بپردازند وبه همان مطالبى که ديگران گفته‏اند ونوشته‏اند، بسنده کنند. آخرين سخن اينکه در اغلب کتابها دقّت وباريک‏بينى واتقان ملاحظه نمى‏شود. از ميزان دقّت نويسندگان معاصر ما کاسته وبه سرعت آنان افزوده شده وسرسرى‏نويسى وسر به هوانويسى سکّه رايج گرديده است.
البتّه تعدادى کتاب علمى وتحقيقى در هر سال منتشر مى‏شود که براستى، آموزنده وارزنده است وموجب افتخار وسرافرازى؛ امّا با وجود اين همه ابزارهاى اطّلاع رسانى وامکانات علمى، اين تعداد کتاب، اندک وبيش از اين انتظار است.

مناسب است اشاره‏اى هم به نقد کتاب شود
نقد کتاب در ميان ما چندان رواج ندارد وبدان توجّه درخور نمى‏شود. در برابر اين همه کتاب که منتشر مى‏شود، مقالات جدّى انتقادى بسيار اندک است. مجلّه‏هاى ويژه نقد کتاب چندان نادر است که از پس اين همه کتاب برنمى‏آيد. کتابهاى مهمّى در هر ماه منتشر مى‏شود که لازم است به محک نقد زده شود تا قوّت وضعف آن نمايان گردد؛ امّا آنقدر مجلّه نيست که بتواند عهده‏دار نقد اين همه کتاب شود ولذا ضعفها وقوّتها مکتوم مى‏ماند. لازم است مجلّه‏هاى متعدّدى، که ويژه نقد کتاب باشد، در هر ماه منتشر شود وکتابها را به محک نقد بزند ونويسندگان وخوانندگان را راهنمايى کند.
گذشته از نقد کتابهاى جديد وجارى، ضرورى مى‏نمايد به نقد کتابهاى گذشتگان هم پرداخته شود. ما صدها، بلکه هزاران کتاب مهم ومرجع داريم که در قرنهاى گذشته نوشته شده وهيچکدام به محک نقد زده نشده ودرونمايه آن بدقّت بررسى نگرديده است. لازم است درباره يکايک اين کتابها چند مقاله علمى وانتقادى نوشته شود. مثلا مهمترين کتابهاى روائى، کلامى، فقهى، تاريخى، فلسفى و عرفانى مشخّص شود ودرباره هر يک چندين مقاله انتقادى نوشته و ميزان اهميّت آن نموده شود.
امّا وضع کيفى نقد کتاب در کشور ما نزديک به خوب است. گذشته از برخى نقدهاى معاندانه وسوداگرانه، که از سر حبّ وبغض وبراى خوشداشت وبدداشت اين وآن نوشته مى‏شود، چه بسيار نقدهاى علمى وسنجيده‏اى نوشته شده که بس ديده‏گشا ودانش فزاست. نمونه اين نقدها را در مجلّه نشر دانش مى‏توان ديد که برخى از آنها به صورت مستقل، زير عنوان بيست وپنج مقاله در نقد کتاب، چاپ شده است.

نثر فارسى امروز چگونه است؟
نثر فارسى امروز به سمت سادگى وپرهيز از تکلّف وتصنّع پيش رفته که اين، بهترين پيشرفت است وتحسين برانگيز. در گذشته، نثر فارسى متکلّفانه ودشوار وديرياب بود ونويسندگان در پى لغت‏بازى وعبارت‏پردازى وجلوه‏فروشى وخودنمايى بودند. امّا امروزه، يعنى از صد سال پيش بدين سو، نويسندگان به ساده‏نويسى رو آورده‏اند وزبان نوشتار را به زبان گفتار نزديک کرده‏اند وزودياب وسهل التّناول مى‏نويسند. اين، بزرگترين امتياز وافتخار نثر فارسى امروز است. امّا اين افتخار، يعنى افتخار ساده‏نويسى، خالى از آفت نيست که آن، سطحى‏نويسى است. مقصود از سطحى‏نويسى، مبتذل‏نويسى وکمرنگ نويسى وبى‏رمق نويسى است که نوشته را بکلّى از شکوه وهيمنه مى‏اندازد وبازارى مى‏کند.

نظر شما درباره وضع کنونى ويرايش چيست؟
ويراستارى به معنى دقيق آن وبه صورت يک حرفه، فنّى جديد در ايران است وانتظار نمى‏رود که وضع کاملا بسامان ومطلوبى داشته باشد. اينک در کشور ما دو دسته ويراستار وجود دارد که يکى اصل وديگرى بدل وکاريکاتور آن است: دسته اوّل کسانى هستند که از دانش لازم، بويژه اطلاعات ادبى گسترده، برخوردارند و"آموزش" ويرايش ديده‏اند؛ خواه در نزد استاد وخواه از طريق مطالعه کتاب. دسته دوم کسانى هستند که اين ويژگى را ندارند وبوريابافهايى هستند که به کارگاه حرير وارد شده‏اند. خدمتهايى که دسته اوّل به فرهنگ وادب کشورمان کرده‏اند، مأجور است  وجامعه علمى ما مديون آنان. امّا دسته دوم يا بايد بر دانش خود، خاصّه اطلاعات ادبى خود، بيفزايند وويراستارى بياموزند ويا اينکه از اين حرفه کناره بگيرند وآب را گل‏آلود نکنند.
در اينجا مناسب است به سوء تفاهمى که درباره ويراستارى وجود دارد اشاره کنم: برخى مى‏پندارند که با خواندن يک - دو کتاب درباره ويرايش ودانستن رسم‏الخط چند کلمه وموارد کاربرد سجاوندى، ويراستار مى‏شوند. عدّه‏اى هم با همين چشم به ويراستارى وويراستار مى‏نگرند وويراستارى را کارى پيش پاافتاده وآسان مى‏شمارند. امّا هرگز چنين نيست. ويراستار، نويسنده‏اى است (گو اينکه ننويسد)، که سرآمد ديگر نويسندگان است وبهتر از آنان مى‏تواند بنويسد واطّلاعات ادبى بيشترى دارد. به همين سبب است که نويسندگان، نوشته‏شان را به او مى‏سپارند تا لغزشهاى آن را اصلاح کند. پس آنکه فروتر از ديگر نويسندگان است وخود نمى‏تواند بنويسد ودانش ادبى کمترى دارد، ويراستار نيست. چه، چنين فردى نمى‏تواند عيبهاى نويسندگان را اصلاح کند وصلاحيّت اين کار را ندارد. بنابراين ويراستار، "نويسنده فراتر" است ونه "فروتر از نويسنده". به سخن ديگر، نويسندگى منزل اوّل ويراستارى است وويراستارى،مرحله بعدى وعالى نويسندگى.
من با اين توضيحات خواسته‏ام "پندار ويراستار شدن" را از ذهن عدّه‏اى ساده پندار بزدايم. مبادا کسى گمان کند که با خواندن يک - دو کتاب درباره ويرايش، ويراستار مى‏شود. اگر کار به همين سادگى باشد، اصولا چه نيازى به ويراستار است؟ آنکه زحمت بسيارى مى‏کشد وکتاب يا کتابهايى مى‏نويسد،اندکى هم مى‏کوشد وکتابى درباره ويرايش مى‏خواند وويراستار مى‏شود وحدّاقل اينکه، نوشته خودش را ويراسته شده به ناشر مى‏سپارد.
چکيده سخن اينکه در کنار عدّه‏اى ويراستار خبير ودقيق وفداکار، عدّه‏اى کم‏مايه وبدون صلاحيّت پيدا شده‏اند که خود را ويراستار مى‏پندارند و کتابها را خراب مى‏کنند. اينان معمولا يک سبد ويرگول در کنارشان دارند که در صفحات هرنوشته مى‏پاشند وبدين رو، من آنان را "ويرگولاستار" مى‏نامم ونه ويراستار. ويراستارى که تا کنون کلمه "انجيل برنابا" به چشمش نخورده است وآن را "انجيل بُرنا" مى‏کند، ويا کلمه "لولهنگ" را نشنيده است وآن را "لوله تفنگ" مى‏کند، ويراستار نيست وموجب هتک اين نام است. او "ندانمکار" و"بزهکار" است ونه ويراستار.

مهمترين ويژگى‏اى‏که هرويراستار بايدداشته‏باشد، چيست؟
هر ويراستارى علاوه بر داشتن دانش لازم، بويژه در حوزه‏اى که ويرايش مى‏کند، ودانستن همه مسائل ويرايش وداشتن اطلاعات ادبى کافى وبرخوردارى از شمّ ادبى، سه ويژگى بايد داشته باشد:
١. دقّت. ويراستار بايد فردى باريک‏بين ودقيق النّظر وبا وسواس باشد وکوچکترين سهو وترک اولى را ببيند وچنان خُردبين باشد که هيچ خُرده‏اى از ديد او پنهان نماند. اگر فردى، گو اينکه دانش گسترده‏اى داشته باشد وهمه مسائل ويرايش را بداند، از دقّت فوق‏العاده‏اى برخوردار نباشد، ويراستار خوبى نيست. در واقع يکى از مهمترين کارهاى ويراستار اصلاح خطاهايى است که نويسندگان از سر بى‏دقّتى مرتکب مى‏شوند. بنابراين اگر ويراستار دقّت کافى نداشته باشد. نمى‏تواند خطاهاى برآمده از بى‏دقّتى نويسندگان را ببيند واصلاح کند. خلاصه، ميزان دقّت ويراستاران بايد بيشتر از دقّت نويسندگان (آن هم نويسندگان دقيق) باشد.
٢. روحيّه نقّادى. چنانکه مى‏دانيم کشف عيبها حاصل عيبجويى است وچون يکى از کارهاى ويراستار کشف عيبهاى يک اثر است، لذا وى بايد فردى عيب‏بين وحتّى عيبجو باشد وروحيّه نقّادى داشته باشد. کسى که آسانگير وليّن العريکه وعيب‏پوش واهل اغماض باشد، روحيّه نقّادى ندارد، وکسى که روحيّه نقّادى ندارد، نه مى‏تواند زشتى يک اثر را ببيند ونه زيباييهاى آن را؛ بلکه تسليم آن مى‏شود ومى‏پندارد صورتى ديگر غير از آن ممکن نيست. البتّه عيب‏بينى وعيبجويى با عيب‏سازى وعيب‏تراشى تفاوت دارد ومقصود ما آن است ونه اين. لابد مى‏گوييد که حافظ گفته است: "که هرکه بى‏هنر افتد نظر به عيب کند"، امّا در کار ويرايش نظر به عيبها هنر است؛ چنانکه نظر نکردن به هنرها نيز عيب است.
٣. فداکارى. از آنجا که ثمره کار ويراستار، در نهايت، به نام نويسنده است، پس وى بايد فردى فداکار باشد تا حاضر شود که ثمره کارش را ديگرى برداشت کند. اين درست است که ويراستار در مقابل کارى که انجام مى‏دهد مزد دريافت مى‏کند، امّا با پول نمى‏توان همه زحمت ويراستار را جبران کرد. تجربه هم نشان داده است که اگر فردى در ويراستارى خبره باشد ودقيق ونقّاد نيز باشد، امّا اهل فداکارى واز خودگذشتگى نباشد، ويراستار خوبى نيست. از قول من بنويسيد که "ويراستارى" و"فداکارى" قرين يکديگر است. آنکه فداکار نيست، ويراستار باوفايى نيست. وآنکه تنها به نام ونان خود مى‏انديشد حقّ ورود به جرگه ويراستاران را ندارد.
فشرده سخن اينکه "خُرده‏بينى" و"خُرده‏گيرى" و"از خودگذشتگى" سه ويژگى مهمى است که هر ويراستارى بايد دارا باشد.

مهمترين‏ويژگى‏اى که‏هر نويسنده بايدداشته‏باشد، چيست؟
مهمترين ويژگى‏اى که هر نويسنده، بلکه هر فرد، بايد بدان آراسته باشد، در يک کلام، عبارت است از "تقواى فکرى". شرح اين کلام نيازمند به يک کتاب است. چه، تاکنون از تقواى فکرى سخن گفته نشده واين موضوع مهم نه تنها ناگفته، که گاه ناديده مانده است. امّا دريغا که اينک امکان بسط کلام درباره تقواى فکرى نيست تا دادِ آن داده شود وناگزير بايد به اشاراتى اقتصار گردد.
از آيات ورواياتى که درباره تقوا وارد شده، دانسته مى‏شود که‏تقوا برسه قسم‏است: تقواى‏فکرى،تقواى‏قلبى‏وتقواى عملى. به ديگر سخن، متعلّق تقوا، فکر وقلب وجوارح است. تقواى فکرى در مقابل گناه فکرى (چون کفر وشرک) است وتقواى قلبى در مقابل گناه قلبى (چون بخل وحسد) است وتقواى عملى در مقابل گناه عملى (چون قتل وظلم)است. همان گونه که گناهان به سه بخش تقسيم مى‏شود، تقوا نيز بر سه گونه است. از ميان اقسام گناه، گناه فکرى بزرگتر وسهمگينتر از ديگر گناهان وبرانگيزنده آنهاست؛ چنانکه از ميان اقسام تقوا، تقواى فکرى مهمتر از ديگر اقسام تقوا ورکن واساس آنهاست.
تقواى فکرى عبارت است از داشتن فکر وعقيده مطابق با واقع وحدّاقل، کوشش براى رسيدن به آن. به عبارت ديگر، تقواى فکرى يعنى حق باورى ودرست اعتقادى ودرستفکرى ودست کم، سعى به قدر امکان براى دست يازيدن به آن. بنابراين کسى که يکسونگر وشهرت زده وشخصيّت‏زده ومطلق‏بين ومتعصّب است وآنچه را نمى‏داند، رد يا قبول مى‏کند وبا حبّ وبغض به مسائل مى‏نگرد ومنافع خود را بر حقّ مقدم مى‏دارد وپيشداورى مى‏کند، درستفکر نيست وتقواى فکرى ندارد. چه، يکسونگرى وشهرت‏نگرى وشخصيّت زدگى واين‏گونه ويژگيها، از گناهان فکرى وحجاب معرفت است وکسى با اين ويژگيها نمى‏تواند به فکر درست وعقيده راستين دست يازد.
بارى، سخن در اين بود که مهمترين ويژگى هر نويسنده تقواى فکرى است. هر نويسنده‏اى بايد در روند تحقيق به حق بينديشد ويافتن حق را دغدغه وسرلوحه کوشش خود قرار دهد واز گناهان فکرى بپرهيزد وآنگاه که قلم بر کاغذ مى‏نهد، جز حق ننويسد وبراى حق بنويسد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم فروردین 1384ساعت 22:14  توسط جواد حبیبی | 

نوروز در ادبیات فارسی مفهومی عرفانی دارد
پيامبر خاتم در ادبيات فارسي
آيين نكوداشت پرويز مشكاتيان و يادمان ايرج بسطامي
کنسرت های محمدرضا شجریان در تهران و فرانسه
آلبوم آهنگ وفا و دانلود (زمن نگارم،ساز وآواز...)
داروگ از آلبوم بته چين
" مولانا " عشق اصلی را نزد خدا می داند
مناجات ربنا و قرائت قران از استاد شجریان
معنی خیال در هنرهای سنتی و مدرن
احیاء هنر دینی‌ و گذر از جامعه‌ مدرن
ميهن دوستی از موتيو‌‏های اصلی ‏در آثار مولاناست
امام على بن ابى طالب امير المؤمنين (ع)
همه چیز درباره حکيم نظامي گنجوي
همه چیز درباره عطار نیشابوری
همه چیز درباره مشرف الدين سعدی شیرازی
همه چيز درباره خواجه حافظ شيرازي‌ ، شمس‌ الدين‌ محمد
زندگينامه فریدون مشیری
زندگينامه استاد حسین علیزاده
زندگینامه جلال تاج اصفهانی
زندگینامه استاد جلیل شهناز
همه چیز درباره ساز سه تار
خط «كرشمه» پس از۵۰۰ سال متولد شد
احیاء هنر دینی‌ و گذر از جامعه‌ مدرن
مقام‌ و تاريخ‌ هنر اسلامي‌
همه چیز درباره ساز بربط (عود)
ريشه‌ جدال‌ مولانا با فلسفه‌ چه‌ بود؟
هم چيز درباره کاست دستان - دانلود
دانلود تصنیف بته چین و اطلاعاتی درابطه با دستگاه راست پنج گاه
همه چیز درباره امام غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری
تصنيف ز من نگارم برای دانلود
همه چيز درباره باباطاهر عريان‌ ، بابا طاهر همداني
همه چیز در مورد ابن سينا (شيخ الرئيس ابوعلي سينا)
زندگي نامه فردوسی، ابوالقاسم منصوربن حسن شاعر حماسه سرا
معرفی آلبوم رسواي دل و دانلود تصنيف دل شيدا
تصنیف ناز لیلی ( گلهای تازه 147) -(غمت در نهانخانه دل .....)
حافظ؛ قرآن و چارده روايت
دانلود تصنیف یاد ایام
تصنیف دیده بی خواب از آلبوم در خیال
دانلود تصنیف گل باغ آشنایی
زندگینامه فخرالدین عراقی همدانی
(برنامه 104 از گلهای تازه استاد شجریان)- طفيل هستي عشقند ...
تصنیف چشم نرگس از کاست خزان وگلهای تازه شماره 102
دانلود آلبوم آسمان عشق به همراه متون شعر های این آلبوم
دانلود آلبوم نوا به همراه متون شعر های این آلبوم
دانلود آلبوم بيداد به همراه متون شعر های این آلبوم
دانلود و همه چیز در باره آلبوم نسیم وصل
دانلودتصنیــف جان جهان از آلبوم نوا
دانلود ساسله موی دوست ، تصنیفی از آلبوم یاد ایام
دانلود آلبوم پیام نسیم به همراه متون شعر های این آلبوم
دانلود آلبوم بی تو به سر نمی شود به همراه متون شعر های این آلبوم
مشاهده آرشيو كامل مطالب گذشته وبلاگ

========================>>>>>تبليغات<<<<<======================== ========================>>>>>تبليغات<<<<<======================== ========================>>>>>تبليغات<<<<<========================
زمان



تصاوير و پوسترها

گالری تصاویر استاد شجریان

پوستردلخواه خود را كليك كنيد














امکانات


در كل اينترنت
در سرّعشق
******
با وارد كردن نام و ايميل خودتان در دو كادر زير و عضو شدن در خبرنامه از اطلاع رساني وبلاگ بهره مند شويد





Powered by WebGozar

سایتهای فرهنگی مذهبی

سايت غدير
شبكه امام رضا (ع)
آستان قدس رضوي
مجمع جهانى اهل‌بيت (ع)
دانشگاه جهاني اهل‌بيت (ع)
اجلاس حضرت مهدي (عج)
دفتر حضرت آيت‌الله‌‌لنكراني
دفتر آيت‌الله مكارم‌شيرازي
حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي
فصل‌نامه حكومت اسلامي
راهنماي پايگاه‌هاي اسلامي
دفتر آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي -

وبلاگ هاي ادبي و هنري

ایثار
عشق پاک
ما 4 تاااا
ذهـن زيبـــا
بزم درويشان
حــضـــور نــاب
شعر و خوشنويسي
هـر روز با حضرت حـافظ
مـديـريـت منــــابـع انساني
پيـامـبـر اعـظم و مـكــرم اسلام
عشق خدائي باانديشه هستي
برگـزيده هـاي يك روزنـامـه نگار
تــاريـخ،عـرفـان،مـذهـب،زن
اگه تو را دوست دارم...
زيــر بـاران بايد رفـــت
گــفــتــار ســـبــز
گـو هـر ادبيـــات
خورشـيد خانم
مطرب عشق
عاشقانه ها
مــــو لا نـا
عـطــــــريار
نـغمـه بـاران
دلـخستـــگي
تعــاليِِـم اسـرار
دو خــــط مــــوازي
بـــــــــرگ اقـــــاقـــيـا
ســـــرزمـــين نــــــــــور
کــــــــيـمـياي مــهـــــــــر
بـــنـــــــــت الـــــــزهــــــراء
نـامـــه هــاي مــن بــه خــــدا
دريچه اي به جهان روشـنايي
فــرهـنـــگ و ادب پـارسي
پـــرکـــــن پـيـــــــــالـه را
سلامم را تو پاسخگوي
نـجـــو اي آســـــمـان
وبــلاگ ســاقــي
حرف دل